X
تبلیغات
فرهنگ وتاریخ

فرهنگ وتاریخ

مفاخرادبیات وفرهنگ ورسوم و...

توهین آشکاربه قوم لر

توهین آشکاربه قوم لر

 

متاسفانه شخصی به نام آجیلی که سرپرست موقت دانشگاه کشاورزی اهوازاست با ندانم کاری اش دل قوم لر را به دردآورد.این شخص که شایدهم ازجایی دیگرآب خورده باشد بادادن نامه ای به سنجش کشورخواستار عدم معرفی دانشجویان قبولی در۳استان لرنشین لرستان/چارمحال بختیاری/ایلام جهت تحصیل درخوزستان شده است.

متاسفم برای آجیلی...بگو موقعی که جوانان این استانهاکه شمانام بردیددرجبهه های همین خوزستان داوطلبانه رفتندوشهیدشدند چطور اون موقع ازاین مطالب دم نمیزدیدو اون موقع لرهامشکلات برای استان شماایجادنمیکردند؟مالرها منتظرعذرخواهی رسمی وبرخوردبا این قبیل افرادبی خردهستیم ودرصورت عدم رسیدگی بادادن بیانیه هاوتجمع مردم غیورلرحقمون رو خواهیم گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391ساعت 0:32  توسط مهدی بازگیر  | 

متن ترانه «جنگ لرو» يا «جنگ داد آوه»

متن ترانه «جنگ لرو» يا «جنگ داد آوه»

 دادآوه ( يا «دادآبه» از اسامی اصيل زنان ايرانی بوده ) اکنون نام منطقه ای در جنوب خرم آباد است که زمانی در آنجا بين طوايف مختلف لرستان ، دعوا و نزاع داخلی رخ داده بود. شرح حال اين دعوا بصورت ابيات و درقالب موسيقی لری در مقام« دوپا»  با عنوان« جنگ لرو» باقی مانده است :

 متن لری ترانه جنگ لرو

 ترجمه

 دالکه تون کو و او کفن خينم

دشمنونم قی می کنند سی اسب زینم

برنويا مير تش کنيد دو ايل حاری

قی اوفتا و داد آوه چشمه کوگانی

دختره رکو بزه رو و ديره

تق و پوق برنويا ناله ستيره

مردمونه سپهدار شاخی د ميره

بوه کشته هر که با حيفه بميره

بارالها چی بکم افتو نشينه

جنگ لرو سر گرت کافر نينه

دخترو جنگ نکيتو رت و حونه

تش و گله و بش باروت سوختمونه

قی اوفتا و او داد آوه و او تنگ حاری

دخترو ری می کنن سی بی براری

قی اوفتا و داد آوه تا چوک دم دار

لوونم بارگرته سی مير سپهدار

قی اوفتا و داد آوه رسس و ريخو

کل کنيد سی لطيف خو علی مراخو

 مادرم تند ببند بندهای کفن خونينم 

دشمنانم جنگ می کنند برای اسب و زينم

برنوهای مير را آتش کنيد سوی ايل پايينی

جنگی در افتاد به داد آباد و اون چشمه کوگانی

دختره رکاب بزن و دوره برو

صدای تق و توق مياد از برنو

ای مردم سپهدار شاخه ای از طايفه ميره

هر کسی پدرش کشته حيفه بميره

خدايا چکار کنم افتاب نشينه

جنگ لرها سرگرفت کافر نبينه

دخترا جنگ نکنيد بريد به خونه

آتش گلوله و غبار باروت ما رو می سوزونه

جنگ افتاد به اون داد آباد و تنگ زيری

دخترا صورتشون رو می کنند برای بی برادری

جنگ افتاد به داد آباد  تا چوک دمدار

لبهایم غم گرفته برای مير سپهدار

جنگ افتاد به داد آباد و رسيد به ريخان

پيغام بفرستيد برای لطيف و علی مراد خان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 0:25  توسط مهدی بازگیر  | 

فيروز ابولؤلؤ

 

 غلام مغيرةبن شعبه . طبري گويد: او حبشي بود و ترسا و درودگري کردي و هر روز مغيره را دو درم دادي . روزي اين فيروز سوي عمر آمد و او بامردي نشسته بود گفت يا عمر مغيره بر من غلّه نهاده است و گران است و نتوانم دادن بفرماي تاکم کند. گفت چند است گفت روزي دو درم : گفت چه کار داني گفت درود گري دانم و نقاشم و کنده وآهنگري نيز توانم پس عمر گفت چندين کار که تو داني ، دو درم روزي نه بسيار بود. چنين شنيدم که تو گوئي من آسيا کنم برباد که گندم آس کند. گفت آري . عمر گفت مرا چنين آسيا بايد که سازي . فيروز گفت اگر زنده باشم سازم ترا يک آسيا که همه اهل مشرق و مغرب حديث آن کنند و خود برفت و عمر گفت اين غلام مرا بکشتن بيم کرد... بماه ذي الحجة بود بامداد، سفيده دم ، عمر بنماز بامداد بيرون شد بمزگت وهمه ياران پيغمبر صف برکشيده بودند و اين فيروز پيش صف اندر نشسته کاردي حبشي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 12:15  توسط مهدی بازگیر  | 

خرم اباد؟

 

خُرَم‌آباد مرکز شهرستان خرم‌آباد و نیز مرکز استان لرستان است.خرم‌آباد را در گویش لری خُورمُووه (Xormuve) تلفظ می‌کنند. جمعیت خرم‌آباد طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۳۲۸٬۵۴۴ [۳]نفر و جمعیت شهرستان خرم‌آباد برابر با ۵۲۱،۹۶۴ نفر می‌باشد [۴]. شهر در ارتفاع ۱۱۴۷/۸ متری از سطح دریا و در میان دره‌های زاگرس قرار دارد. فاصله خرم‌آباد تا تهران ۴۹۰ کیلومتر و تا اهواز ۳۹۰ کیلومتر است. خرم‌آباد بر سر شاهراه تهران-خوزستان قرار گرفته و دارای اهمیت ارتباطی و راهبردی است.

این شهر تاریخ چند هزار ساله دارد و یكی از شهرهای قدیمی ایران است كه از آغاز پیدایش خود تاكنون، تمدنهای مختلف و متعددی، از جمله كاسی‌ها، بابلی‌ها، ایلامی‌ها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان و ... را تجربه كرده است. در پیرامون این شهر آثار متعددی از ادوار فوق باقی مانده است.

خرم‌آباد در میان دره‌ای قیفی شكل و پر آب جای گرفته است و قلعه‌های تاریخی و قدیمی آن، محلی امن و


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 14:18  توسط مهدی بازگیر  | 

دشتهای لرستان

 

بیشتر مناطق لرستان کوهستانی است. اما هرجا زمین مسطح و قابل کشت یافت شود بدون شک حاصلخیز است. دشت سیلاخور بزرگترین دشت لرستان است. دشت های کوهدشت، هرو، خاوه و الشتر، ده پیر و کره گاه از مهمترین دشتهای لرستان محسوب می شوند

1- دشت سیلاخور:

 بزرگ‌ترین زمین هموار استان لرستان در غرب ایران است. این دشت وسیع که بیشتر مساحت شهرستان‌های بروجرد و دورود را در بر می‌گیرد. از قطب‌های کشاورزی و باغداری منطقه هم به شمار می‌رود.

آثار به دست آمده از مناطقی چون تپه قلا رمیان (قلعه رومیان) در سه کیلومتری جنوب بروجرد و دیگر تپه‌ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 22:52  توسط مهدی بازگیر  | 

بعضی از آثار تاریخی - فرهنگی لرستان :

 

پلها:

 

پل ها در سرزمین کوهستانی ایران برای عبور آسان و مطمئن از عوارض طبیعی رودخانه ها و درّه ها از دوران پیش از تاریخ وجود داشته اند و در گذر تاریخ با فن آوری های جدید متناسب  با نیـاز زمـان دستـخوش تحـول گـردیده اند . با استـیـلای عضـد الدوله (367-372 ه.)پادشاه ایرانـی ارتباطات  وسیعتر شده  و در نتیجه پل سازی رونق گرفت .روشن است عبور از رودخانه ها ی دائمی و پر آب لرستان که در میان درّها ی عمیق جریان دارند بدون استفاده از پل آسان نبوده و در مواردی  هیچ گاه ممکن نبوده است.در قرن چهارم هجری به یکباره در کنار پلهای قدیمی پلهای جدید ساخته شده است که ازآن جمله پل کشگان است . ابوالنجمه بدربن حسنویه (369 تا 405 ه.) به عنوان امیر جبل و فرمانروای غرب مورد حمایت عضد الدوله بود که در تاریخ به عنوان یک پادشاه سد ساز معروف بوده است.کتیبه هائی از بدر باقی مانده که نشان میدهد پلهای کلهر معمولان،کشکان،گاومیشان و پلهای دیگری توسط وی ساخته شده است.(صحرا کار و دیگران ، 1380 )

"استان لرستان مابین خوزستان و همدان در مسیر جنوب به شمال قرار گرفته است.این استان علاوه بر برقراری ارتباط بین دو پایتخت(شوش-اکباتان)طی دوره های متفاوت همواره ارتباط ناحیه قدیم بابل و سپس تیسفون و بعد بغداد را به اصفهان از طریق خرم آبادبرقرار می کرده است.  از آنجا که مناطق لر نشین در عهد باستان  بر سر راههائی که مراکز مهم امپراطوری ایران را به هم می پیوست قرار داشته لرها نقش بسیار مهمی را ایفا    می کردند" (مینورسکی،1362،ص20).

لرها در طی زمانهای متمادی در مقابل زحمتی که برای بستن پل و مواظبت از آن متحمل می شوند مبلغی را بابت راهداری دریافت  می کردند.سران ایلات محافظت از راههای تجارتی را عهده دار بودند و در مقابل از کاروانها حق راهداری می گرفتند.بنا براین کاروانها از محدوده هر ایل که می گذشتند می بایست حق راهداری را به سران  آن ایل بپردازند.(همان ، ص135)

پل کشگان: (شماره ثبت ملی =335)

سالها طول کشید تا پل کشگان در فهرست آثار تاریخی در اماکن باستان ایران ثبت گردد سرانجام نصرت ا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:13  توسط مهدی بازگیر  | 

اتابکان لر کوچک:

 

لرها تا سال 550 هجری قمری از خود فرمانروائی نداشتند.خراج و مالیات لرستان به دارالخلافه فرستاده می شد و اداره آن زیرنفوذ حاکمان عراق عجم (یا کوهستان) بود.حسام الدین شوهلی یکی از امرای سلجوقی حاکم خوزستان و لرستان شد. بعد از مدتی حسام الدین بعضی  از ولایات لر کوچک را به شجاع الدین خورشید(3)سپرد و بعضی را هم به سرخاب داد.وقتی حسام الدین درگذشت شجاع الدین به استقلال رسید قسمتهایی را نیز از تصرف سرخاب بیرون آورد و ضمیمه محدوده حکمرانی خویش کرد و بدین در هر صورت اتابکان بیش از 500 سال بر لرستان حکمرانی کردند و آخرین آنان شاهوردی خان نام داشت که در سال1006 هجری قمری به دستور شاه عباس صفوی دستگیر و کشته شد.

 گونه  سلسله اتابکان لر کوچک تشکیل شد

 

یورش تیمور گرگانی:

 درحالی که لرستان به سوی آرامش و آسایش می رفت مورد هجوم ویورش خونخوارانه تیمور گرگانی وسپاهیان وحشی او قرار گرفت . او عزالدین اتابک لرستان و فرزندانش را دستگیر کرده و به سـمرقند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:7  توسط مهدی بازگیر  | 

اقلیم لرستان:

 

 

اقلیمی که امروزه لرستان گفته میشود سرزمینی است به مساحت بیش از 28 هزار کیلو متر مربع که از شمال به استان های همدان و مرکزی،از جنوب به خوزستان،از شرق به اصفهان و از غرب به استان کرمانشاهان محدود میشود.بیشتر خاک لرستان را رشته کوههای مرتفع و یا کم ارتفاع  مانند کورkavar ،دلیچdalech ،گریgarri،سفیدکوه،کیالو،یافته،هشتادپهلو، تاف و ... در برگرفته که به لحاظ زیبائی و نظم پدیده های طبیعی شایان توجه است.وجود کوههای پر برف،چشمه های فراوان و جنگلهای انبوه موجب اعتدال هوا و سرسبزی طبیعت دربخشهای میانی و شمالی لرستان شده است.همچنین طبیعت زیبای این استان از وجود رودخانه هایی مانند کشکان،صیمره و دز برخوردار است.(توضیح اینکه دز رودخانه ای است که قسمتی از آب آن از کوه های بختیاری سرچشمه می گیرد و قسمتی دیگر از کوه های شمالی لرستان و سیلاخور جاری میشود. در محلی موسوم به دورود لرستان به هم پیوسته و پس از عبور از بستری پرپیچ و خم و صخره ها و تنگه های کوهستانی بخش پاپی به جانب خوزستان روان میشود،این همان رودی است که اینک سد بزرگ دزفول (دز) بر آن زده شده است.

لرستان پیش از تاریخ:

بنا به عقیده ی بسیاری از باستان شناسان،لرستان از چهل هزار سال پیش به وسیله اقوامی که به علت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 9:4  توسط مهدی بازگیر  | 

پادشاهان سلسله ی اتابكان لر

پادشاهان سلسله ی اتابكان لر



 اتابكان لر كوچك طولانی ترین حكومت ایرانی است كه نزدیك به 600 سال بر لرستان كنونی ایلام و مناطق لرنشین هم جوار حكومت كرد. در دوران اتابكان غالبا این منطقه از آبادترین و قدرتمند ترین مناطق ایران محسوب می شد. حكومت اتابكان لر كوچك در دوران خوارزمشاهیان، تیموریان، صفویان، زندیه و قاجار ادامه داشت و در تمام این دوران حكومت محلی اتابكان لر كوچك علی رغم تبعیت از حكومت مركزی برای این منطقه حكمرانی می كرد.

 

الف : اتابكان لر كوچك در زمان خوارزمشاهیان ، مغولان و تیموریان

1- شجاع الدین خورشید
شجاع الدین خورشید بن ابوبكر محمدبن خورشید ، از طایفه چنگروی درسال 570 قمری ، وبا پیوستن به


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 0:28  توسط مهدی بازگیر  | 

تاریخ لرستان

 

تاریخ لرستان

 

اقلیمی که امروزه لرستان گفته میشود سرزمینی است به مساحت بیش از 28 هزار کیلو متر مربع که از شمال به استان های همدان و مرکزی،از جنوب به خوزستان،از شرق به اصفهان و از غرب به استان کرمانشاهان محدود میشود.بیشتر خاک لرستان را رشته کوههای مرتفع و یا کم ارتفاع  مانند کورkavar ،دلیچdalech ،گریgarri،سفیدکوه،کیالو،یافته،هشتادپهلو، تاف و ... در برگرفته که به لحاظ زیبائی و نظم پدیده های طبیعی شایان توجه است.وجود کوههای پر برف،چشمه های فراوان و جنگلهای انبوه موجب اعتدال هوا و سرسبزی طبیعت دربخشهای میانی و شمالی لرستان شده است.همچنین طبیعت زیبای این استان از وجود رودخانه هایی مانند کشکان،صیمره و دز برخوردار است.(توضیح اینکه دز رودخانه ای است که قسمتی از آب آن از کوه های بختیاری سرچشمه می گیرد و قسمتی دیگر از کوه های شمالی لرستان و سیلاخور جاری میشود. در محلی موسوم به دورود لرستان به هم پیوسته و پس از عبور از بستری پرپیچ و خم و صخره ها و تنگه های کوهستانی بخش پاپی به جانب خوزستان روان میشود،این همان رودی است که اینک سد بزرگ دزفول (دز) بر آن زده شده است.

لرستان پیش از تاریخ:

بنا به عقیده ی بسیاری از باستان شناسان،لرستان از چهل هزار سال پیش به وسیله اقوامی که به


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 0:16  توسط مهدی بازگیر  | 

ضرب المثلهای لری

 

ضرب المثلهای لری

۱.نون هور مني گاولون جافر 

شرح : كسي كه براي ديگران سودآور وبراي ما دردسر ساز باشد.

 

 

2.گرگي مردي كاوه لري زش وه سر

فارسي: گرگي مرده بود و يك گوسفند لاغر با سر به او ميزد

 

شرح:كسي كه يك عمر همه از او حساب ميبردند خار و ناتوان شود.

 

 

3.كچل چي داري شونه كلي(خراب)

 

شرح: كسي كه فقير باشد و خيرش به كسي نرسد.

 

 

4. قاد وقومل كيسل سي قاصدي خوه

فارسي:پرو پاي لاك پشت واسه پست چي شدن خوبه

 

شرح: كسي رو پي كاري بفرستي كه بدرد اون كار نخوره

5. تيشه دسه خوشن نتاشه

فارسي : تيشه دسته خودش را نمي برد

 

شرح : كسي به ضد خودش كار نميكند.

 

6.خر ونا كه ده كاروان سرا بهرنه

فارسي: خر آن است كه در كاروان سرا ار ار كند

 

شرح : كسي كه پررويي كرد را بايد در شرايط سخت قرار داد.

 

7.گاوه خوه بكورنه كه 9مه شيرش وا

فارسي:گاوي خوب است ماء ماء كند كه 9من شير داشته باشد

 

شرح: كسي بايد  نظر بده يا كاري انجام بده كه توانا باشه.

 

8.وه شتر مون ملت سي چي هله؟شتر گوت كجام راسه كه ملم هله

فارسي : به شتر گفتن واسه چي گردنت كجه جواب داد كجامراسته كه گردنم كجه

شرح: كسي كه ازعيب خودش خبر داره و واسه برطرف كردنش نميتونه كاري كند

9. يه تالي مي ده خرسي بكني غنيمته

فارسي : يك تار مو از خرس بكني غنيمت است

 

شرح : اگر از يك ادم خسيس يه چيز كوچك بدست بياوري كارمهمي انجام داده اي

 

10. پشه نيا وه مركم وه كاره مردم زركم

فارسي : پشه اي بر آرنجم نشست / واسه كاره مردم زرنگم

شرح : اين اتست كه كارهاي خود را انجام نميدهد ولي براي انجام كارهاي ديگران عجله ميكند

 

11. مار بدش ده پينه ميا پينه در لونش سوز موه

فارسي : مار از پونه متنفره پونه در لونش ميرويد

 

شرح : كسي كه از كار يا كسي بيزاره و همش اون كار يا كس جلوش ظاهر ميشه

 

12. صد من گنم مينن وه كول گاو كهلي. گاو گوت صد من نوه دويس با مه كه نمورمشو

فارسي : صد من گندم روي يك گاو تنبل ميزارن گاو ميگه صد نباشه دويست باشه من كه تكون نميخورم

 

شرح : واسه آدم تنبل بزرگي و كوچكي كار مهم نيست چون انجام نميده

 

14.چادي افتا ري چهل نفر يكيشو داد زه آخ ده بي كسي

فارسي :سياه چادري بر روي چهل نفر افاد يكي از اونا داد زد اي واي از بي كسي

 

شرح : كسي كه خودش و اطرافيانش را دسته كم بگيرد

 

15. گيه گوسنه بيتره تا حونه ننگ

فارسي : شكم گرسنه بهتر از خانه ننگ

 

شرح : گرسنه بماني بهتر است تا يكي با منت سيرت كند

 

16. خر وه پيغوم آو نموره

فارسي : خر با پيغوم آب نميخوره

 

شرح : بايد ادم دنباله كاراي خودش بره نه اينكه كاراشو با پيغام دادن انجام بده

 

17.كم رتنت ده پا پتينيته

فارسي : كم رفتنت از برهنگي پاهاته

شرح : اشكال كارش از جايه ديگر است ولي چيز ديگري را بهونه ميكنه

 

18.گورون بايد در حجله كشت.

فارسي : گربه را بايد در حجله كشت

 

شرح :كار را از اول درست انجام داد

 

19. گوروه دسش وه گوشت نرسه موه گوشت گنه

فارسي : گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه تلخه

 

شرح : كسي كه تواناي بدست آوردن چيزي را ندارد ميگه به درد نميخوره

 

20.وا دم شير بازي نكو

فارسي : با دم شير بازي نكن

 

شرح : ريسك خطرناك نكن

 

21.دو روا هم زور شيري دارن

فارسي : دو روباه قدرت يك شير را دارن

 

شرح : هركسي يه تواني دارد

 

22.سگ زرد برار شغاله

فارسي : سگ زرد برادر شغاله

 

شرح : درسته ظاهرشون دوتاست ولي باطنشون يكيه

 

23.روا هه حيله خوشن داره

فارسي : روباه هميشه حيله خودشو داره

 

شرح : ممكنه شرايطش عوض شه ولي طرز فكر و حيله خودشو داره

 

24.نرو وي رنگ زردم عقرو زير بردم

فارسي : به اين رنگو روي زردم نگاه نكن من عقربه زير سنگم

شرح :هيچوقت نبايد گول قيافه طرف را خورد

 

25.مار تا در لونه حل حلي ميره

فارسي : مار تا دم لونش مار پيچ ميره

 

شرح : هرچي هم زرنگ باشه آخرش مجبوره رو راست باشه

 

 

 

26. قلا حاس ره رتن كوگن ياد بيره ره رتن خوشم ده يادش رت

فارسي : كلاغ ميخواس راو رفتن كبك رو ياد بگيره راه رفتن خودشم يادش رفت

 

شرح : كسي ميخواست راهو روش يكي ديگه رو ياد بگيره راهو روش خودشم فراموش كرد(تقليد كردن)

 

27.حالون وير هار آو بردي خوهر زا وير بالا منيش ميكرد

فارسي : دايي رو آب رو به پايين برده بود خواهر زادش رو به بالا دنبالش ميگشت

 

شرح : كسي كه دوسش نداره كاري رو انجام بده برعكس انجام ميده

 

28.بز كه عجل ميا نون چوپون موره

فارسي : بزي كه وقت مردنش ميرسد نون چوپان رو ميخورد

 

شرح : كسي كه ميخواد از بين بره خودش به از بين رفتنش كمك ميكنه

 

29.خرم ده كره اي دم ناشت

شرح : از پايه اين كار اشتباست

 

30.هر چي نهوري هه داريش

فارسي : هر چيزي رو مصرف نكني داريش

 

شرح :كنايه از آدم خسيس كه به دارايي خودش ميبالد در صورتي كه هسچ استفاده اي ازش نميكنه

 

31.لوينه ده گوسنه اي مردي مردم مون گرده كوشتشه

فارسي : آسياب بان از گرسنگي مرده بود مردم ميگفتن گرده(نوعي نان) كشتش

 

شرح : علت كار يك موضوع ديگر است ولي مردم چيز ديگري رو علت كار ميدونن

 

32.دان بيين دخترن بها

فارسي : مادر رو ببين و دختر را بگير

 

شرح :  اول كارو ببين بعد برو دنبال بقيه كارا

 

33.آخر چيني اشكني

فارسي : آخر چيني(ظرف يا چيز با ارزش) را ميشكني

 

شرح : در آخر كار يك كار خطا اذت سر ميزنه

34.همچيتوه دل خوت لباست وه دل مردم

فارسي : همچيزت باب دل خودت باشه ولي لباس پوشيدنت باب دل مردم باشه

 

شرح : كنايه از اين است كه مردم ظاهر بين هستن

 

35.خر اه راس موه پشخيا قي خوشه تار بكه

فارسي : خر اگه راست ميگه پشه هاي كه روش نشستن بپرونه

 

شرح : كنايه از كسي كه قادر به انجام كارهاي خودش نباشه و تو كار ديگران دخالت كنه

 

36.تله سي چي بورمت بيريي ده ريشم؟

فارسي : تله(نوعي غذا محلي)واسه چي بخورم كه به ريشام بچسبي

 

شرح : واسه چي كار اشتباهي انجام بدم كه واسه خودم دردسر درست كنم

 

37.ده هرچي بترسي سرت ميا

فارسي : از هرچي بترسي واسط پيش مياد

شرح : كنايه از اينه كه بايد واسه هر كاري آماده باشد(بد شانسي)

38.هركه خري ميفروشه جولش نمكنه

فارسي : هر كسي كه خري را ميفروشد جلش(لباس فرم خر)را نميكند

 

شرح : كسي كه كاري انجام ميده بايد درستو حسابي انجام بده نه نيم كاره

 

39. دنگم بيه وه ننگم

فارسي : صدايم واسم سر افكندگي داره

 

شرح :كسي كه هر هر كاري رو انجام ميده همه قسمت بد كارشو ميبينن

 

40.هرچي پيل بيي اوقه آش موري

فارسي : هراندازه اي كه پول بدي اونقدر اش ميخوري

 

شرح : هر اندازه اي كه تلاش كني همون اندازه مزد ميگيري

 

41.آو كه اوما تيمم باطله

فارسي : آب كه اومد تيمم باطله

 

شرح : كاري كه ميتوني درست انجام بدي نبايد بد انجام بدي

 

42.سوار ده پياده خور ناره

فارسي : سوار از پياده بي خبر است

 

شرح : كسي كه در خوشي هست از حالو روزه فقيرا بي خبره

 

43.قل مرغت صفت بون هومساته دز نكو

فارسي : پايه مرغت را ببند و همسايتو دزد نكن

 

شرح : كسي مه مواظب اموالش نيست و هر وقت گم ميشن دنباله مقصر ميگرده

 

44.هر كن ها بشناسي بو وه هومساش

فارسي : هركسي رو ميخواي بشناسي همسايش شو

 

شرح : اگه ميخواي كسي رو بشناسي باهاش رفيق شو و مدتي باهاش باش

 

45. توف ده ري دس پتي اگر كور شاه بايي

فارسي : لعنت به دست خالي(فقيري)اگه حتي پسر شاه باشي

شرح : هركسي كه باشي و فقير هيچكسي تحويلت نميگيره

46.دسي كه ده خوت ني واش مار بيير

فارسي : دستي كه ماله خودت نبود باهاش مار بگير

 

شرح : كنايه از امانت دا نبودن و سوء استفاده از اموال كسي كه به تو اعتماد كرده

 

47.اه كفه موت بيي تا الان مرده بيي

فارسي : اگر كفن مجاني بود تا الان مرده بودي

 

شرح : كنايه از آدم موف خور وفرست طلب

 

48. مه ده دا دوميم

فارسي : من ار مادر دوم  هستم

 

شرح : وقتي ميخوان حق يكي رو ضايع كنن

 

49.دنونش كنمه

فارسي : دندونشو كندم

 

شرح :بي خيالش شدم(كاري يا كسي)

 

50. شمشير روزه جنگ برار روز تنگ

فارسي : شمشير واسه روز جنگ برادر واسه روزسخت

شرح : موقع سختي و دشواري دوستان اصلي آدم معلوم ميشن

 

51. برار مار با هزار با

فارسي : برادر مار باشد  هزار باشه

 

شرح : دوستاي آدمهرچند زياد باشن و ممكنه آدم بد هم توشون باشه ولي هرچي دوست داشته باشي بد نيست

 

52.شانس يتيم يا باد يا بادوبارو

فارسي : شانس يتيم يا باد هستش يا طوفان

 

شرح : آدم بد شانس

 

53.كور خو مال اراچشه كور گن مال اراچشه

فارسي : پسر خوب مال واسه چيشه پسر بد مال واسه چيشه

شرح: خوب بودن يا بد بودن افراد ربطي به دارايي هايشان ندارد اخلاق و منش مهم است

 

54.دما درو داس وه دس خسرو

فارسي : بعد از درو داس به دست خسرو

 

شرح : كسي كه موقع انجام دادن كار دنبال كارهاي ديگر است و بعد اتمام كار براي كمك سر ميرسد

 

55.چي ريغ ته جو

فارسي : مثل سنگ(ريگ) ته جوب

 

شرح : كنايه از دوام و بقاء

 

56.اه هاي عزيز بايي يا بميري يا دير بايي

فارسي : اگر ميخواي عزيز باشي يا بميري يا دور باشي

شرح : كسي كه جلوي چشم است با او رفتار معمولي دارند.

 

57.جيجه زير سله نمسه

فارسي : جوجه در لونه نميمونه

 

شرح : هيچ كار را نميشه واسه هميشه مخفي نگه داشت

 

58.خر نخريه آوهور بسته

فارسي : خر را نخريده آبشخور را آماده كرده چ

 

شرح : يك كاري رو انجام نداده فكر كار دوم هست

59.گپ ناري بشي سا برد گپي

فارسي : بزرگتري نداري بشين زير سايه سنگ بزرگي

 

شرح : اهميت گوش دادن كسب تجربه از بزرگتران

 

 

 

60.دو نوزده چن بيسي ني

فارسي:دوتا نوزده اندازه يك بيست نيست

شرح:يعني درس شما سه واحد است و دستمان به دامنت

 

 

 

  

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 22:26  توسط مهدی بازگیر  | 

زندگی نامه مولای روم

 
زندگی نامه
جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني خطيبي بكري بلخي معروف به مولوي يا ملاي روم ، يكي از بزرگترين عارفان ايراني و از بزرگترين شاعران اين سرزمين به شمار مي رود. خانواده وي از خاندانهاي محترم بلخ بود و گويا نسبش به ابوبكر خليفه مي رسد و پدرش از سوي مادر دختر زاده سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه بود و به همين جهت به بهاءالدين ولد معروف شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 1:22  توسط مهدی بازگیر  | 

مقبره ها وامامزاده های خرم اباد(حتما بخوانید)

بقعه شاه*زاده احمد (شاه چراغ) خرم آباد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 1:16  توسط مهدی بازگیر  | 

بازگیر

 

 

بازگیر ، نام چند طایفة کوچنده و ساکن غرب ایران عمدتاً در استانهای لرستان ، ایلام و کرمانشاه . بازگیرها در اینکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 1:1  توسط مهدی بازگیر  | 

تخت جمشید

 

 تَختِ جَمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند.

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

نام تخت جمشید : نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه» به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمده‌است.

چگونگی ساخت : قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داريوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.

مکان و چگونگی سازه : کاخ‌های تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک پلوار که به رود کر می‌ریزد ٬ بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند در حالی که طرف شرقی ان بر روی کوه رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای حافظ شکل داده شده‌اند.دیوارهای حافظ با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع می‌دهند.

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

  • کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
  • سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
  • خزانه‌ٔ شاهی‌

·         دژ و باروی‌ حفاظتی‌

پژوهش‌های باستان‌شناسی

اولین کاوش‌های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد المانی در ۱۹۳۱ صورت گرفت.وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود.یافته‌های وی هنوز در این موسسه نگه داری می‌شوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه٬ نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده‌است.به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که امپراتوری پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده‌است.هر چند در زمان مرکز امپراتوری نبوده‌است.

معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون‌های چوبی مورد توجه قرار گرفته‌است.معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگترین سرو‌های لبنان یا ساج‌های هند اندازه‌های لازم برای تحمل سقف را نداشته‌اند. در حالی که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بوده‌اند.

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ ملل

ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است.

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل می‌باشد.

کاخ تچر

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»

این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایارشا و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است.

 

 

کاخ هَدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال می‌رود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند می‌باشد و چون خشایارشا نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت‌های زیادی از کف از خود کوه می‌باشد.

کاخ ملکه : این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی : این ساختمان که از چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صدستون : وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

کاخ‌ شورا : به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی می‌گویند. احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازه‌ها شاه وارد می‌شده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

آرامگاه‌های شاهنشاهان : در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید نقش رستم قرار دارد.در نقش رستم آرامگاهای شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ ٫ خشایارشا ٫ اردشیر یکم و داریوش دوم واقع است.آرامگاه پنجمی هم هست که نیمه کاره باقی مانده و احتمالا متعلق به داریوش سوم است.

سرانجام تخت جمشید

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

آتش سوزی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی

اسكندر مقدوني در سخنانش با سپاهيان خود، تخت جمشيد و مردمان آن را بدترين دشمنان خود از ميان تمامي شهرهاي آسيا معرفي نمود و به سپاهيان و جنگاورانش دستور تاراج و چپاول آن را به استثناي كاخ سلطنتي صادر كرد.

تخت جمشيد و عمارت هاي اختصاصي آن ثروتمندترين شهر روي زمين بود. مقدوني ها به تخت جمشيد حمله كردند، تمامي مردان آن را كشتند و اسب هاي متعدد و فراوان خود را كه از وسايل ارزشمند و گران بها سرشار شده بودند را به سوي شهر براه انداختند. در اين تاراج مقادير متنابهي طلا و نقره همراه با لباس هاي گرانبها كه با ارغوان و طلا بافته شده بوند به عنوان پيشكش و هديه به فاتحين داده شد.

اما قصر بزرگ سلطنتي كه شهره آفاق بود به هتك حرمت و تخريبي عظيم محكوم شده بود. مقدوني ها نيمي از روز را صرف تاراج و غارت اين شهر كردند اما باز نتوانستند جلوي حرص و طمع بي پايان خود را بگيرند. در اين ميان زنان به اجبار همراه با جواهراتشان به عنوان برده به اسارت برده مي شدند. به همان نسبتي كه تخت جمشيد پيش از حمله و تهاجم مقدونيها از نقطه نظر شهرت و ثروت گوي رقابت را از ميان تمام شهرهاي جهان ربوده بود اين بار ديگر هيچ شهري در دنيا به مصيبت و فلاكت آن ديده نشد.

اسكندر به يك سنگر نظامي رفت و پس از آنكه خود را مالك تمامي غنايم دانست آنها را در آن مكان ذخيره و انباشته ساخت. اين غنايم مملو از طلا و نقره به جا مانده از زمان كوروش كبير تا زمان آخرين شاه هخامنشي بود. در اين تاراج 2500 تن طلا عايد مقدونيها شد. اسكندر ميخواست در اين سهم به علت هزينه هاي جنگ و سرمايه گذاري باقي اين ثروت افسانه اي در شوش تحت مراقبت هاي ويژه شريك شود. از بابل، بين النهرين و شوش تعداد بسيار زيادي قاطر و حدود 3000 شتر براي انتقال اين غنيمت عظيم به مكانهاي مشخص شده ارسال شد. اسكندر دشمني خاصي با ايرانيان و افراد بومي داشت، به هيچ عنوان به آنها اعتماد نداشت و دوست داشت كه تخت جمشيد را تماما ويران كند.

اسكندر مراسم متعددي را براي جشن گرفتن و نكو داشت فتح خود برگزار كرد. او قرباني هاي قابل توجهي براي خدايان نمود و با اسراف و ولخرجي تمام از دوستان و همراهان خود در اين مراسم پذيرايي نمود. يك روز زماني كه اين افراد مشغول خوشگذراني بودند و حالت سكر و مستي و جنون خاصي به آنها دست داده بود يكي از زنان حاضر در مراسم عنوان كرد كه فتح ايران بزرگترين فتح اسكندر در آسيا بوده و از وي اجازه خواست تا زنان با دستان خود مايه غرور و افتخار ايرانيان را به آتش بكشند.

اين كلمات و جملات زماني عنوان شد كه آنها كاملا در حالت مستي بودند و در اين ميان يكي از افراد دستور داد كه مشعلها را روشن كنند و بقيه حضار را تشويق كرد تا تلافي تخريب و اهانت به مقدسات يونانيان شود. همگان مطالب عنوان شده را تاييد و تصديق كردند و تنها اسكندر را شايسته اين عمل دانستند. شاه با شنيدن اين جملات هيجان زده شده بود. همگان بر خاستند و به افتخار ديو نيسوس (خداي شراب و ميگساري و زراعت) سخنراني هاي متعددي برخاسته از غرور و افتخار پيروزي بر زبان راندند.

به سرعت مقادير زيادي مشعل جمع شد و موسيقيدانان و طنازان زن، همگان را به اين ضيافت دعوت ميكردند. در اين ميان رقاصه ها با نواختن سازهايي چون فلوت و ني، شاه را تشويق به عملي نمودن نيت شوم خود ميكردند و اين در حالي بود كه تائيس فاحشه و معشوقه شاه اين مراسم و ضيافت را اجرا و به پيش ميبرد. وي پس از شاه نخستين كسي بود كه مشعلها را روشن نمود. هنگامي كه سايرين نيز مشعلها را روشن كردند تمامي كاخ سلطنتي در آتش غوطه ور شد. نكته قابل توجه آن است كه توهين به مقدسات يوناني كه به دست خشايارشا نسبت به معبد آگروپوليس آتن صورت گرفت به دست زني تلافي شد كه همشهري قربانيان بود، كسي كه سالها بعد و به عنوان تفريح و سرگرمي ضربات و خسارات فراواني را بر پارسيان وارد آورد.

  

    

                                                                                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 10:58  توسط مهدی بازگیر  |